حسين مدرسى طباطبائى
292
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
اقدس ارفع امجد اشرف اعلى روحى و روح العالمين فداه مىرساند كه قربان خاك پاى جواهرآساى مباركت شوم كه از قرار فرامين خواقين سلف انار اللّه برهانه و رقم نواب غفران مآب ولى عهد مغفور اسكنه اللّه حلل النور و ثبت سررشتهجات دفترخانهء مباركه مبلغ هجده تومان و دوهزار و پانصد دينار تبريزى نقد و مقدار بيست و پنج خروار به وزن تبريز غله به جهت صرف روشنايى و مصارف خدام آستانهء مباركهء امامزادهء واجب التعظيم و التكريم شاهزاده حسين فرزند على بن موسى الرضا عليه و على آبائه الف تحية و ثناء واقعه در قزوين برقرار بوده كه متولى هر عصرى خلفا بعد سلف ميگرفته و به مصرف مزبور مىرسانيده . توليت هم كه برحسب شرع به اين دعاگو رسيد هرساله بازيافت و به مصرف مزار مىرسانيد . در اين عهد فرخنده كه مستوفيان عظام ديوان اعلى وظايف و وجه خيرات ولايات را موافق عشر ماليات استيفا نمودهاند مقدار چهارده خروار از بيست و پنجخروار جنس مقررى كسر مىشود و تتمه كفاف صرف روشنايى و خدام آستانهء منوره را نمىكند . استدعا آنكه فرمان همايون از ديوان اعلى صادر شود كه نقد و جنس مزبور را بدون نقصان و كسر از بابت ماليات دار السلطنهء قزوين همه ساله برسانند كه به مصارف مقررهء آستانهء منوره عايد شود ، مرفه الحال به دعاگويى دوام دولت ابد مدت اشتغال نمايند . باقى امره الاعلى الاشرف المطاع مطاع . [ متن فرمان : ] بسم اللّه تعالى شأنه العزيز الملك للّه تعالى - حكم همايون شد آنكه چون عالى جناب سيادت مآب صاحب عريضه به شرح مسطور متن عرض و در مقام استدعا برآمده است لهذا نور چشم ارجمند كامكار سلطان بديع الزمان ميرزا صاحب اختيار دار السلطنهء